۱) سلام. مدت طولانی به علت درسای سنگین و مشغله ی فکری زیاد و چند ناکامی پیاپی در زمینه های مختلف موفق به به روز شدن و سر زدن به دوستان نشدم. از همه ی دوستانی که سر زدن و نتونستم بهشون جواب بدم عذر خواهی می کنم.
۲) نخشتین جایزه ی ادبی ایران اقدام به چاپ و انتشار ۹ جلد کتاب نمود.
کتاب های برگزیده:
کتاب اول: آوازهایی که باد برد ---> مجموعه اشعار برگزیده جایزه ادبی ایران.

کتاب دوم: کسی انگار دارد می نوازد ---> مجموعه داستان های برگزیده جایزه ادبی ایران.

کتاب های سطح دوم ( آثار قابل تقدیر ، چهار مجموعه داستان ):
۱) اینجا خبری نیست

۲) پیاده تا افق

۳) نیمی از یک خیابان بلند

۴) راز کوچه های آجری

و
مجموعه ی سه جلدی این روشنای نزدیک ( دایره المعارف داستان نویسان و شاعران جوان ).



زحمت گردآوردری هر ۹ جلد مجموعه را دوست و هنرمند گرانقدر جناب آقای محسن سراجی متقبل شده اند که از همین جا از زحمات ایشان قدردانی و تشکر می نمایم.
بنده در این فرصت کوتاه فقط موفق به مطالعه ی مجموعه اشعار شدم که کارهای خوبی ( البته به جز کارهای بنده ! ) در آن به چاپ رسیده بود.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس های زیر مراجعه نمایید:
سایت جایزه ی ادبی ایران http://www.jayezeyeadabi.com
وبلاگ آقای محسن سراجی: http://www.saraji.blogfa.com/post-78.aspx
۲) این روز ها دلم برای همه ی آنهایی که دوستشان دارم و از آن ها دور مانده ام تنگ است.
خاطرات خوب پدر آدم را در می آورند!
غزلی از روزهایی نه چندان دور تقدیم به همه ی عزیزانم:
باران که می بارید با فریاد می رقصید
با قطره ها، هر جا که می افتاد، می رقصید
با گرد و خاک و برگ ها در شهر جاری بود
می رفت با باران و ابر و باد می رقصید
خورشید را می دید، می خندید، بر می خواست
تبخیر می شد، راحت و آزاد می رقصید
تا ابر می شد، دختری می شد که گیسوهاش
با بادهای خسته ی خرداد می رقصید
با چشم های سبز شیرینش قدم می زد
با ضربه های تیشه ی فرهاد می رقصید
تا رفت خشکیدم، دلم پوسید در گلدان
با اینکه من را برده بود از یاد می رقصید
تا سال ها پژمرده ماندم گوشه ی ایوان
چون در خیالم با نگاهی شاد می رقصید
با سرفه هایی خشک در هم می شکستم، حیف!
باران نمی بارید، اما باد ... می رقصید ...
۴) ترانه ای از آلبوم معجزه ی خاموش از داریوش که بدجوری به دلم نشست. توصیه می کنم حتما بشنوید ترانه رو.
تصویر رویا:
شب از مهتاب سر ميره تمام ماه تو آبه
شبيه عکس يک روياست تو خوابيدي جهان خوابه
زمين دور تو مي گرده زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوتت رو عجب عمقي به شب داده
تو خواب انگار طرحي از گل و مهتاب و لبخندي
شب از جايي شروع مي شه که تو چشماتو مي بندي
تورو آغوش مي گيرم تنم سر ريز رويا شه
جهان قد يه لالايي توي آغوش من جا شه
تورا آغوش مي گيرم هوا تاريک تر می شه
خدا از دست هاي تو به من نزديک تر مي شه
زمين دور تو مي گرده زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوتت رو عجب عمقي به شب داده
تمام خونه پر مي شه از اين تصوير رويايي
تماشا کن تماشا کن چه بي رحمانه زيبايي
۵) از این به بعد سعی می کنم زود به زود آپ کنم.
به امید دیدار. 