تبليغاتX
بی خوابی
بی خوابی
حسی به رنگ قهوه ای چشم های تو ...
بی خوابی ( 4 )

من از شهریور ماه 84 شروع به نوشتن کردم و این غزل عاشقانه هم یادگاریه از اوایل کار :

 

 

جا خورده ام میان الفبای رفتنت

تصویر مبهمت، تب و سرمای رفتنت

هی دور می زنم و سرم گیج می روم

سر گیجه ای به عمق بلندای رفتنت

فردا - بدون تو - قفسی بی غذا و خواب

گود سیاه چشم من امضای رفتنت

دیگر ستاره ای به تو چشمک نمی زند

یخ بسته آسمان شب یلدای رفتنت

...

جا مانده ام ، برای خودم فال می زنم

آینده ای به وسعت فردای رفتنت ــ

ــ در فال من نوشته شده روز آخرست

با خط آشنای تو ، انشای رفتنت...

 

آبان ماه 84
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط رضا آسیایی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

JavaScript Codes